استراتژی

آشنایی با موسسات خیریه

اگر یک موسسه خیریه را سازمانی تعریف کنیم که تشکیل شده تا به صورت غیرانتفاعی نیازهای اساسی انسان ها را برطرف کند، این موسسات می توانند کارکردهای مختلفی داشته باشند. در این مطلب، انواع سازمان های خیریه ای را که می توان ایجاد کرد قابل مشاهده است. بعضی از انواع این سازمان های خیریه، در حال حاضر درکشور تاسیس شده و فعالیت می نمایند.
خیریه‌ها در کشورهای مختلف با عناوینی چون charity organizations(موسسات خیریه) و charity foundations (بنیادهای خیریه) شناخته می‌شوند. در برخی کشورها خیریه‌ها زیر‌مجموعه یا مترادف موسسات غیرانتفاعی (non-profit organizations) یا به اختصار NPO تلقی می‌شوند، یعنی موسساتی که به قصد کسب منافع مادی موسسان یا اعضا تشکیل نمی‌شوند؛ بلکه هدفی ماورای اهداف مالی را دنبال می‌کنند. در برخی کشورهای دیگر موسسات خیریه زیرمجموعه موسسات غیردولتی (non-governmental organizations) یا به اختصار NGO قرار می‌گیرند و در کشور خودمان ایران نیز اکثر مردم NGO را مترادف با موسسه خیریه می‌دانند.
موسسات خیریه به واسطه وجود نیروهای داوطلب که معمولا تعداد افراد زیادی هم هستند، دارای ساختار، روابط و گروه‌های رسمی و غیررسمی پیچیده‌ و گاهی متعدد هستند که در این میان نیروهای داوطلب فعال در موسسه، عامل مهمی در ایجاد این ویژگی هستند. نیروهای داوطلب، افرادی هستند که به طور غیرموظف و به صورت رایگان زمان‌های آزاد خود را به انجام فعالیت‌هایی برای موسسه یا در موسسه صرف می‌کنند و به سادگی هم ممکن است در هر زمان همکاری خود را قطع کنند.
انواع NGO از دیدگاه‌های مختلفی قابل دسته‌بندی می‌باشد. یک دیدگاه بر اساس نوع هدف و فعالیت آنها می‌باشد که موسسات را می‌توان به انواعی از جمله خیریه محور، خدمات محور و با محدودیت توانمندسازی تقسیم نمود. موسسات فعال در خصوص حمایت و درمان بیماران سرطانی، کلیوی و کبدی، نگهداری و مراقبت افراد نابینا، بچه‌های یتیم و خانواده‌های بی‌سرپرست نمونه‌هایی از موسسات خیریه محور هستند. این‌گونه موسسات خیریه، موسساتی غیر‌دولتی، غیر‌انتفاعی و غیر‌سیاسی می‌باشند و پذیرای افراد داوطلب هستند. این موسسات خیریه معمولا توسط فرد یا افرادی درد آشنا و برای اهداف انسان‌دوستانه تاسیس شده و سپس به تدریج ساختار آنها شکل می‌گیرد.

بیانیه ماموریت:

این موسسه در نظر دارد با شیوه ای مطالعه شده از نیازمندی های جامعه و ذی نفعان با ایجاد فرصتی برای معلولان و زنان سرپرست خانواده ، تجربه جدیدی از سطح زندگی بهتر و برابر را در جامعه خلق نماید.

تعاریف

معلول:

فرد کم‌توان یا معلول به کسی گفته می‌شود که بر اثر ضایعه جسمی، ذهنی، روانی یا توأم، اختلال مستمر و قابل توجهی در سلامت و کارآمدی عمومی وی ایجاد گردد. به طوری که موجب کاهش استقلال فرد در زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی شود. معلولین شامل: حسی ( ناشنوا و نابینا )، جسمی و ذهنی می باشند.

زنان سرپرست خانوار

در جوامع مختلف، بسته به الگوهای فرهنگی خاص جامعه، با توجه به نقش‌های مختلف زنان در خانواده، تعاریف متفاوتی برای زنان سرپرست خانوار وجود دارد. به همین جهت تعریف واژه زنان سرپرست خانوار تا حدودی دشوار است، زیرا در برخی از خانواده‌ها علیرغم حضور مرد بزرگسال در خانواده، زنان نان‌آور خانواده هستند و عملاً خانواده توسط آنان سرپرستی می‌شود.

چشم انداز:

هدف 1: این موسسه در نظر دارد در بدو شروع با مطالعات گسترده از امکانات و ظرفیت های داخل کشور،با برنامه ریزی دقیق با ایجاد کمپ های ویژه جهت معلولین و ایجاد فضایی رفاهی و تفریحی جهت این عزیزان ، آنها را موفق به کسب تجارب جدیدی از سطح زندگی برابر نماید.
و همچنین این موسسه قصد دارد در پایان سال پنجم فعالیت و تاسیس خود حدا قل در 2 استان گردشگری بزرگ کشور این کمپ ها را راه اندازی و آماده خدمت رسانی به این عزیزان نماید .
و  امیدوار است تا پایان سال دهم تعداد این کمپ ها را به 4کمپ مجهز رسانیده و این مراکز را با هدف توسعه گردشگری و جذب توریسم معلولین آماده خدمت رسانی نماید تا از عواید آن برای راه اندازی و تجهیز و بروز رسانی کمپ های جدید، در سراسر استان های کشور، فاصله این عزیزان را با این مراکز به حداقل رسانیده و قطبی جدید در منطقه خاور میانه در این خصوص باشد.
هدف 2: در راستای راه اندازی هدف قبلی با پوششی برنامه ریزی شده و فراگیر اقدام به ایجاد اشتغال برای معلولین جسمی، زنان سرپرست، بد سر پرست و بی سر پرست نماید و زمینه رشد و استقلال آنها را فراهم نماید.

شناخت وضع موجود و ذینفعان :

پیرو هدف گذاری اول و طبق آخرین آمار اعلام شده از سوی اداره بهزیستی، معاون توانبخشی سازمان بهزیستی: حدود دو درصد جمعیت کشور که شامل یک میلیون و ۳۰۰ هزار، در شمار معلولان هستند که این افراد، نیازمند دریافت خدمات مختلف توانبخشی می باشند. در مجموع ۳۵ درصد از معلولان را زنان و ۶۵ درصد را نیز مردان تشکیل می دهند.در این بین سطح خدمات و نیازمندی های این عزیزان در سطح کافی و وافی ارا ئه نمی گردد که این ناشی از عدم شناخت و عدم نگاه تخصصی به مشکلات این عزیزان در سطح جامعه است.
همینطور امکانات موجود در جامعه برای استفاده این عزیزان از محیط های تفریحی بسیار ناچیز و اندک است . لذا ضرورت ایجاد محیط هایی مهندسی شده و ارگونومیک برای این عزیزان در سراسرکشور بسیار ضروری بوده و جای کار فراوان دارد.
در کنار همه اینها، وضعیت اشتغال و بعضاً معیشتی این عزیزان با مشکلات بسیاری روبه روست که ایجاد امکان فعالیت برای این عزیزان بسیار حائز اهمیت، ضروری و حیاتی می باشد.  در راستای هدف گذاری دوم، طبق اعلام سازمان بهزیستی نزدیک به سه میلیون نفر زنان سرپرست خانواده داریم که اغلب با مشکلات معیشتی بسیار درگیرند و این فراوانی از توان موسسات رسیدگی کننده به این عزیزان خارج می باشد که این امر پایه گذار مشکلات و ناهنجاری اجتماعی بسیاری در اغلب کشورها می باشد. لذا با هم افزایی این دو هدف، این موسسه بدنبال کاهش و رفع مشکلات این عزیزان با احیای کرامت انسانی وحفظ شان والای زنان زحمت کش سرپرست در جامعه می باشد. همچنین زنان سرپرست خانوار از جمله گروه‌های آسیب‌پذیر اجتماعی هستند که با مشکلات و موانع زیادی در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی خویش مواجه اند. با لحاظ مشکلات و مسائل شهرنشینی در شهرهای بزرگ و عدم توجه به رفع معضلات خانوارهای زن سرپرست این گروه می‌توانند آسیب‌های جبران ناپذیری را بر جامعه وارد سازند. بدین لحاظ توجه دقیق به مسایل و مشکلات آنها و ارائه راهکارهای درست و اصولی به منظور حمایت از این قشر، از جمله وظایف نهادها و سازمان‌های خدمات اجتماعی هر کشور است. امروزه مشکلات این گروه از زنان به حدی است که ضرورتاً نهاد و سازمان حقوقی خاصی باید حمایت و صیانت از آنان را بر عهده بگیرد. از آن‌جا که تعداد زنان سرپرست خانوار به جهت افزایش نرخ طلاق، افزایش نرخ جرایم اجتماعی، افزایش تعداد زندانیان، اعتیاد یا مهاجرت سرپرست خانوار روندی صعودی دارد، لازم است تدابیری اتخاذ شود تا مشکلات آنها موجب اخلال در نظم و ثبات اجتماعی و تکمیل زنجیره آسیب‌های اجتماعی نگردد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام سیاسی- اجتماعی و فرهنگی مبتنی بر موازین دین مبین اسلام، اصول10،20، 21 و 29 قانون اساسی بر تأمین نیازهای افراد بی‌سرپرست و زنان سرپرست خانوار به عنوان اقشار آسیب‌پذیر جامعه تاکید نموده است. قانونگذار نظام اسلامی با توجه به اصل حفظ نهاد خانواده، اصل برقراری عدالت اجتماعی، اصل پیشگیری از مفاسد اجتماعی، اصل رعایت حقوق شهروندی موظف بوده است تا این گروه را زیر چتر حمایتی خود قرار دهد. از جانب دیگر مطابق با آموزه‌های مذهب تشیع، حاکمان حکومت اسلامی ملزم به بذل توجه ویژه در امور اقتصادی و اجتماعی افرادی هستند که از عهده مخارج خود برنیامده و مشکلات بسیاری را متحمل می‌شوند.

چالش های پیش روی موسسات خیریه:

چالش اول: یکی از چالش‌های مدیریت موسسات خیریه محدود بودن منابع مالی و شیوه خاص تامین این منابع است. اکثر موسسات خیریه هیچ‌گونه کمک مالی از سوی دولت دریافت نمی‌کنند؛ ضمن اینکه این موسسات نمی‌توانند منابع مالی خود را از هر راهی تامین و در هر مسیری هزینه کنند. مهم‌ترین منابع مالی این موسسات عبارتند از:

    • کمک‌های مالی هیات امنا؛
    • کمک‌های مالی افراد نیکوکار؛
    • مبالغ حاصله از حق عضویت افراد؛
    • کمک‌های مالی و غیر‌مالی (سرمایه‌ای) سازمان‌ها، موسسات و شرکت‌ها؛
    • وقف و نذورات؛
    • وجوه بازگشتی حاصل از سرمایه‌گذاری در پروژه‌های اقتصادی؛
    • سود سپرده‌های بانکی؛
    • اجرای برنامه‌های خیریه در قالب همت عالی مانند همایش، بازارچه و….

چالش دوم: محدودیت منابع مالی موسسات خیریه، تمایل هیات ‌مدیره را به استفاده هر چه بیشتر از نیروهای داوطلب جوان به ویژه دانشجویان و افراد تازه فارغ‌التحصیل افزایش می‌دهد که این موضوع مدیریت استراتژیک موسسه را دشوار و تا حدی پرمخاطره می‌کند؛ چرا که افراد داوطلب عمدتا بر اساس نوعی تعهد اخلاقی و با داشتن زمان‌های خالی به خیریه‌ها می‌پیوندند و در چارچوب قراردادها و تعهدات قانونی نیستند. به عنوان مثال فردی که دانشگاه محل تحصیلش در استانی غیر‌از استان خودش است و ۴ سال را در آنجا سپری می‌کند، ممکن است در ضمن تحصیل به خیریه‌ای در آن شهر و استان بپیوندد و به عنوان نیروی داوطلب مشغول فعالیت شود؛ اما با اتمام دوران تحصیل موسسه را رها کرده و به شهر و دیار خودش برمی‌گردد؛ هرچند که ممکن است این ارتباط تا چندی پس از بازگشت فرد به شهر خودش در قالب ایمیل و تلفن برقرار باشد؛ اما به مصداق ضرب‌المثل «از دل برود هر آنکه از دیده برفت» به تدریج کمرنگ شده و از بین می‌رود؛ بنابراین ضمن آنکه در سراسر دنیا استفاده از فعالان داوطلب در موسسات خیریه پدیده‌ای پسندیده و در عین حال اجتناب‌ناپذیر است و آنقدر مهم است که روز پنجم ماه دسامبر روز جهانی داوطلب (world volunteer day) نامگذاری شده است؛ اما به هر حال باید توجه داشت که مسئولیت‌ها و جایگاه‌های مهم و حساس همچون مسئول روابط عمومی، مسئول مددکاری و مسئول امور مالی، به ویژه در موسساتی که در مراحل رشد (growth) یا بلوغ و تکامل (maturity) هستند باید در اختیار یا حداقل تحت نظارت افراد موظف و متعهد موسسه همچون مدیرعامل یا فردی منتصب از جانب وی باشد. البته خیریه‌هایی که در مرحله نوزادی و حرکت به سمت رشد هستند و دارای منابع مالی اندکی هستند ممکن است ناچار به استفاده از افراد داوطلب شوند که باید در به کار گماردن افراد برای این جایگاه‌ها دقت نظر خاصی در نظر گرفته شود. چالش سوم: سومین چالش حائز اهمیت این است که حرکت موسسه در مسیر درست و منطبق بر رسالت آن به همراه شفافیت در عملکرد، اطلاع‌رسانی و اعتمادسازی، نقش مهمی در تداوم جذب منابع مالی دارد. اگر مردم و به طور کلی حامیان مالی خیریه‌ها احساس کنند که سیاست‌ها، برنامه‌ها و اهداف موسسه در حال دور شدن از گفته‌ها و نوشته‌های زمان تاسیس موسسه است و با اعتقادات یا باورهای آنها همسویی ندارد، بین آنها و موسسه نوعی گسست عاطفی اتفاق می‌افتد و به دنبال آن کمک‌های خود را به موسسه قطع می‌کنند. چالش چهارم: وابستگی و رابطه تنگاتنگ موسسات خیریه به عوامل محیط خارجی علی‌الخصوص عوامل محیط کلان (macroenvironment) یعنی عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فن‌آوری، قابل توجه است. به عنوان مثال میزان تورم جامعه و مقوله‌ای مانند طرح هدفمند کردن یارانه‌ها از جمله عوامل کلان اقتصادی هستند که بر اقتصاد جامعه و خانواده‌ها تاثیر گذاشته و در نتیجه ورودی منابع مالی موسسات خیریه دستخوش تغییر می‌شود. هرچند که عوامل چهارگانه مذکور بر عملکرد هر بنگاه و سازمانی تاثیرگذار است؛ اما برای موسسات خیریه به‌واسطه نوع و چگونگی تامین منابع مالی و نیز ساختار منابع انسانی آنها که مشتمل بر افراد موظف و داوطلب است تاثیر بیشتری دارد. به طور نمونه افزایش تورم ضمن کاهش کمک‌های نقدی مردم منجر به کاهش تعداد نیروهای داوطلب موسسه و کمرنگ شدن حضور و فعالیت آنها به‌واسطه مشکلات اقتصادی و معیشتی خود می‌شود.